سيد علي اكبر قرشي

143

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

بطل : ( بر وزن شرف ) شجاع . پهلوان ، علت اين تسميه آنست كه هر كس با او پنجه نرم كند حياتش باطل مىشود و از بين مى رود و يا به علت آنكه عظائم امور با او باطل و حلّ مىشود ، اين لفظ به صورت جمع فقط يك دفعه در « نهج » يافته است آنحضرت درباره خودش فرمايد : « و لقد واسيته بنفسى فى المواطن التى تنكص فيها الابطال و تتأّخر فيها الاقدام نجدة اكرمنى الله بها » خ 197 ، 311 ، من وجودم را شريك رسول الله صلى اللّه عليه و آله كردم و با وجود خود از او دفاع نمودم در محلهائى كه پهلوانان عقب مى نشينند و قدمها عقب مى مانند ، در اثر شجاعتى كه خدا به من داده است . بطن : شكم . جوف هر شى ء . نهان به معنى علم نيز آيد چنان كه فرموده : « الحمد الله الذى بطن خفيّات الامور و دلّت عليه اعلام الظهور » « خ 49 ، 87 حمد خدائى را كه كارهاى نهان را مىداند و علامتهاى آشكار به وجود وى دلالت مىكند . درباره ملك الموت فرموده : هل تحسّ به اذا دخل منزلا ، ام هل تراه اذا توفّى احدا بل كيف يتوّفى الجنين فى بطن امهّ خ 112 ، 167 كه مراد از « بطن » شكم است . « بطنة » : پرخورى و آن اينستكه معده كاملا از طعام پر شود ، در خطبهء شقشقيهّ دربارهء عثمان فرموده است : « و قام معه بنوابيه يخضمون مال اللّه خضمة الابل نبتة الربيع الى ان انتكث فتله و اجهز عليه عمله و كبت به بطنته » خ 3 ، 49 ، پدر زادگانش با او به پا خاستند ، بيت المال را مانند شتريكه علف بهارى را بخورد ، با همهء دهان مى خوردند ، تا اينكه رشته‌اش باز شد ، و اعمالش كار قتلش را تمام كرد ، و پرخورى اش ساقطش نمود . « مبطان » كسى كه از پرخورى شكمش بزرگ شده است . و نيز به معنى شكم پر باشد چنان كه در نامه 45 ، 418 آمده « بطان » بر وزن كتاب ( بند جهاز ) طنابى است كه زير شكم شتر مى بندند و جهاز را نگاه مى دارد . چنان كه در خ 89 ، 122 « بطانه » آستر لباس ، گاهى منظور از ان همراز و محرم اسرار است چنان كه به مالك اشتر نوشته : « انّ شرّ وزرائك من كان للاشرار قبلك وزيرا . . . فلا يكوننّ لك بطانة » نامهء 53 ، 430 بطين عظيم البطن . در خ 108 ، 157 آمده « الحبّة البطينة » يعنى دانه بزرگ